امشب قرار است آخرین شبِ پاییز باشد تقویم ها که این را می گویند... (تقویم های قراردادی!)
امشب قرار است آخرین شبِ پاییز باشد تقویم ها که این را می گویند... اصلا تا باشد از این پاییزها باشد! داریم خفه می شویم از خودشیفتگی هایمان این بار فقط با خودم نیستم این تو بمیری از آن تو بمیری ها نیست! پاییز هم مثل سه فصل دیگر خداوند زیباست و روزهایش با روزهای دیگر این سال قراردادی سیصد و اندی روزه تفاوت نمی کند و فقط و فقط رفتار ماست که معناهای متفاوت را به گرم و سرد و ملس این این روزگار می دهد.
القصه اینکه خیلی شنیدم و دیدم و خواندم که پاییز فلان است و فلان و متولد کدام فصل و ماه به کدام ارجحیت دارد یا ندارد...(که اگر غیر از این بود باید به خودمان شک می کردیم بالاخره همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید دیگر حتی خودشیفتگی هایمان!) من هم دختر یکی از همین پاییزها هستم ... اگر بدجنس شوم می گویم چه زود فروختید مرا به بهای یک دقیقه بیشتر! و حال آنکه کسی یا چیزی را توان بازداشتن زمان نخواهد بود مگر صاحب اصلی اش...
بدجنس نیستم! می گویم ...





