بالاخره تموم شد ... واسه دو تا وروجکِ خوشگل از همه چی دوتا مثلِ هم درست کردم که حرف توش در نیاد ...! مثلِ هم دو تا کارت تبریک دو تا کاردستی حاصل خلاقیتِ من ! دو تا تخم مرغِ سفالی رنگ شده اونم حاصلِ خلاقیت نداشته من در زمینه نقاشی ! حتی نوشته های توی کارت ها و کاردستی ها رو هم مثلِ هم نوشتم :) آخرش هم دو تا عیدی یکسان ...  من الان بیشتر ذوق کردم :| فقط این دفعه با رنگ روغنِ دیوار داشتم سفال رنگ می کردم یه استرسی منو گرفته بود که نگو ... دیگه جا واسه ریختن نبود فرش شسته ست اگه خدای نکرده خدای نکرده رنگ می ریخت معلوم نبود چی انتظار منو می کشید خدا کمک کرد واقعا :)

آها راستی این چه وضعیتی ست اینجا دارن بمب می ترکونن ... اعصابی دارن اینا واقعا ! یک لحظه ساکت نیست ... آخه من نمی دونم این چه بیماریِ خوب ... دارم خدا رو شکر می کنم امروز همون ساعت سه کارم تموم شد برگشتم خونه ...