بیایید غول نباشیم بیایید آدم باشیم ...!
ما تو زندگی مون از یه غولی خوشمون اومد این یه غولِ بچه ست بدبخت مشکلی نداره که ! تازه ما فقط ازش خوشمون اومد گناه که نکردیم اناربانو شاهدن یه چغای سبزِ زشت !
ولی من خیلی وقته دارم یه عالمه آدمِ خیلی خوب می بینم همه شون فکر می کنن غولن !!! اونم نه یه غولِ معمولی فکر می کنن غولِ چراغِ جادو هستند !!! اصلا به دنیا اومدن بقیه رو خوشبخت کنن ! حیف نیست آدم به این خوبی چشه که دوست دارند غول باشن من نمی دونم وجدانا :| ناراحتم از این قضیه چرا واقعا ؟! دیروز داشتم فکر می کردم چرا من چرا اینجا چرا اینجوری ؟! خودم به خودش برخورده که چرا این همه آدم های خوب هستند که تو این زمونه فکر می کنن باید غولِ چراغِ جادو باشن یا اگه اینطوری باشن بهتره ؟! اناربانو خوب شِرررررررررررا واقعا :| یه داستانی هست همه شنیدن این قدمتش در حد افسانه هاست ...!

یکی بود یکی نبود غیر از خدا هیچ کس نبود یه بچه غولی بود که اصلش غول نبود آدم بود شایدم حوا بود حالا اینش مهم نیست این غول بچه از رنگش خیلی خوشش نمی اومد رنگش سبز بود ولی دلش می خواست آبی می بود اینم مهم نیست ! این بچه غولِ که ذاتش آدم بود از آدم ها بیشتر خوشش میومد ولی شانس نداشت هر کی دوستش می داشت توهم غول بودن داشت ... اونم نه مثل خودش، جنسِ خودش از اون غول های چراغ جادو که فکر می کردن باید غول باشن تا همه رو حتی خودشونو به آرزوهاشون برسونن ! این غول بچه هم تصمیم گرفته بود هر چی آدم اطرافش بود که فکر می کردند غولن رو به خودشون بیاره ولی راهِ سختی پیش رو داشت چون این آدم غولا اصلا قدرت خدا به هیچ صراطی مستقیم نمی شدن باورشون شده بود باید غول باشن ... حالا آدم می خوام بیاد قضیه رو رمز گشایی کنه واقعا ! این قصه پایان نداره از قدیم پایان ننوشتن واسش :|
پی نوشت : درسته داستانِ بالا پایان نداره ولی نتیجه اخلاقی داره که بدین شرح است : غول بده زشته ! غول نه ! بیایید به غول ها نه بگوییم بیایید آدم باشیم آدم خوبه آدمیزاد آدم- آدم- آدم- آدم- آدم- آدم- آدم
خط بعدی رو هم به همین منوال سرمشق می نویسیم حوا هم خوبه خیلی هم خوبه حوا- حوا- حوا- حوا ...